|
پنج شنبه 10 دی 1394برچسب:, :: 11:37 :: نويسنده : ๛๏๛ўєğдйєҢ๛๏๛
قلم نوشت:زندگی چرخش ثانیه هاستزندگی پر زدن شاپرکی ستزندگی سخت تر از سنگ نیستزندگی نرم چون برف است که در آن پا بنهیزندگی خالی نیست ... خدا هست ... عشق هست ...امید هست![]()
پنج شنبه 10 دی 1394برچسب:, :: 11:9 :: نويسنده : ๛๏๛ўєğдйєҢ๛๏๛
از خدا قوت طلبیدم تا بتوانم آتچه را که می خواهم بدست آرومضعیف شدم تا اطاعت کردن را بیاموزمسلامتی و قدرت خواستم تا کارهای بزرگتر انجام دهمضعیف شدم تا کارها را بهتر انجام دهماز خدا ثروت خواستم تا بتوانم در زندگی خوشحال باشمفقیر شدم تا شاید عاقلانه رفتار کنماز خدا قوت خواستم تا به انسان ها کمک کنمضعیف شدم تا نیاز به خدا را احساس کنماز خدا همه چیز خواستم تا از زندگی لذت ببرمخدا به من زندگی بخشید تا از همه چیز لذت ببرماز خدا هرچیز خواستم به دست نیاوردمولی خدا بهتر از آن را داد و من نفهمیدم![]()
چهار شنبه 3 تير 1394برچسب:, :: 16:31 :: نويسنده : ๛๏๛ўєğдйєҢ๛๏๛
آرامش چیست؟ نگاه به گذشته و شکر خدا... نگاه به آینده و اعتماد به خدا... نگاه به درون و دیدن خدا... لحظه هایت سرشار از بوی خدا... ![]()
پنج شنبه 21 خرداد 1394برچسب:, :: 17:30 :: نويسنده : ๛๏๛ўєğдйєҢ๛๏๛
ی دوست دارم اسمش خداست بحثش از همه جداست تا اونو دارم بیخیال مخاطب خاص... ![]()
پنج شنبه 21 خرداد 1394برچسب:, :: 17:27 :: نويسنده : ๛๏๛ўєğдйєҢ๛๏๛
بس است حرفهای تکراری زندگی کنار رویایی این نفس های سرد و اجباری با خدا زندگی ترانه شود چون خدا در وجودمان ترانه شود مرگ بر زندگی بی الله گر سر عشق ات اکنون هست یا علی بگو و بسم الله... ![]()
پنج شنبه 21 خرداد 1394برچسب:, :: 17:18 :: نويسنده : ๛๏๛ўєğдйєҢ๛๏๛
گاهی از نردبان بالا می رویم تا دستان خدا را بگیریم غافل از اینکه خدا همان پایین ایستاده و نردبان را گرفته تا ما نیفتیم...
![]()
پنج شنبه 21 خرداد 1394برچسب:, :: 17:14 :: نويسنده : ๛๏๛ўєğдйєҢ๛๏๛
دلم برای صدایی تنگ شده است که هر شب قبل از خواب گوش هایم را نوازش میکرد دلم برای آن نگاه هایی تنگ است که وقتی به من مینگریست تا عمق وجودم را به آتش میکشید دلم برایت تنگ شده است همه کس من ....خدا ![]()
یک شنبه 17 خرداد 1394برچسب:, :: 17:24 :: نويسنده : ๛๏๛ўєğдйєҢ๛๏๛
خدای من نه در کعبه است ... نه در کلیسا... نه در معبد... خدای من همین جاست... کنار تمام دلواپسی هایم ، بغض هایم ، خنده هایم خدای من ،نمی ترساند از آتش اما می ترساند مرا از شکستن دلی... اشک آوردن به چشمی ... نا حق کردن حقی... خدای من می بیند مرا هر جا که باشم ، می فهمد مرا با هر زبانی که سخن میگویم خدای من حواسش در همه ی احوال به من هست خدای من مرا از هیچ چیز نمی ترساند جز بی فکر سخن گفتن و رنجاندن دلی خدای من ... خدای تمام مهربانی هاست.... ![]()
شنبه 16 خرداد 1394برچسب:, :: 21:27 :: نويسنده : ๛๏๛ўєğдйєҢ๛๏๛
خدایا در پی رودخانه ها میدوم و در دو قدمی دریا سایه ترانه هایم را از روی ماسه ها برمیدارم من نمیخواهم بی عشق تو زندگی کنم . درهای بسته آسمان را به رویم باز کن پیش از انکه شعر سرودنم فراموش کنم... ![]()
شنبه 16 خرداد 1394برچسب:, :: 21:11 :: نويسنده : ๛๏๛ўєğдйєҢ๛๏๛
بهترین دوست خداست ، او انقدر خوباست که اگریک گل به او تقدیم کنید دسته گلی تقدیمتان میکند. و خوب تر ازآن است که اگر دسته گلی به آب دادیم دسته گل هایش را پس بگیرد.... ![]() ![]() |